Archive for سپتامبر, 2008

آنها Dj Tiesto دارند و ما امام حسین(ع)

سپتامبر 28, 2008

 

دیوونگی یکی از لذتبخش ترین حسهای جوونیه. اینکه بتونی برای چند لحظه هم که شده از نقش خودت توی زندگی روزمره در بیای؛ و بزنی به سیم آخر. داد بزنی بپری بالا و پایین و تمام انرژی که توی روزمرگی توی وجودت جمع شده رو فریاد بزنی و خالی کنی. تقریبا توی همه آدمهای دنیا مخصوصا جوونها این یک نیاز انکار ناپذیره. 

جوامع مختلف همیشه با توجه به هنجارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه خودشون سعی کردن یک راهی برای خالی کردن این نیاز پیدا کنن. از قبایل سرخپوستی که دور آتش جمع میشدن و میچرخیدن و آواز میخوندن گرفته تا انواع جشنهای رقص و پایکوبی در ملل مختلف و حتی انواع مراسم مذهبی بعضا به نوعی به تلاش بشر مربوط بودن برای رفع این نیاز. بدون اینکه قصد توهین به دوستان مذهبی رو داشته باشم میخوام به این وجه تشابه در دو رفتار متفاوت اشاره کنم.  ابتدا این دو ویدئو رو نگاه کنید:

در جامعه ما که جامعه ای مذهبی بوده این نیاز به دیوانگی در رفتارهایی مانند عزاداریهای امام حسین متبلور شده. از جایی که در جوامع مذهبی (به طور کلی جوامع سنتی) زن ها تقریبا انسان حساب نمیشن طبیعتا میتونن فقط نظاره گر این دیوانگی باشن و خودشون در این دیوانگی نمیتونن شرکت کنن. البته این دیوانگی رو به طور خیلی خفیف تر یعنی ضجه زدن و جیغ کشیدن و گریه کردن مو کندن و صورت چنگ زدن میتونن انجام بدن. ولی اعمالی مانند سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی مخصوص آقایون هست. در این مراسم آقایون گاها از خود بیخود میشن (به قول این خارجیها های میشن) و دیگه نمیفهمن چیکار میکنن. میزنن به سیم آخر. مداح تمام سعیش در این هست که به مراسم جو بیشتری داده و مردم بیشتری رو از خود بیخود کنه. حس معنوی هم بر جمع حاکم میشه و کمک میکنه که مردم با فراغ بال بیشتری های بشن. 

سمت دیگر ماجرا کشور های اروپایین. در این کشورها زن و مرد دوش به دوش هم در صفوف دیوانگی حاضر میشن. به جای حس معنوی با انواع مشروبات الکلی و مواد مخدر های میشن. مداح هم در اینجا همون نقش رو داره و اسمش هست Dj. مردم هم میزنن به سیم آخر و حسابی دلی از عزا در میارن.

در اینجا شاهد دو رفتار به ظاهر متفاوت ولی در باطن متشابه بودیم برای برآورده کردن یک نیاز. حالا اینکه کدامیک از این دو روش در برآورده کردن این نیاز موفق ترن قضاوتش با شما. این هم که کدامیک از این دو روش مضرات کمری برای جوامع خودشون دارن باز هم قضاوتش با شما. یادمون باشه که بهترین روش همیشه روشیه که کمترین ضرر رو داشته باشه با بیشترین بازدهی. و در نهایت اینکه آیا جامعه ما داره به سمت حذف روشهای سنتی و جایگزینی اون به وسیله روشهای مدرن پیش میره یا نه باز هم قضاوتش با شما.

بله آقای وزیر سواد خواندن و نوشتن کافی است چون: همانا گرامی ترین شما نزد معظم له پاچه خوار ترین شماست.

سپتامبر 15, 2008

وزیر علوم دیروز واقعا به نکته ظریفی اشاره کرده و فرموده اند: تا آنجا که بنده اطلاع دارم داشتن سواد خواندن و نوشتن (یعنی در حد سوم دبستان) برای وزارت کافی است. توی کشوری که لیسانسه ها بیکارن؛ کسایی که فوق لیسانس دارن غاز می چرونن و دکترهای عمومی آب تو هونگ میکوبن؛ با سواد سوم دبستان میشه وزیر شد. میدونی چرا؟ چون علم و سواد ارزشی نداره. لیسانس میسانسو بیخیال. اینا همش کاغذ پارس. خدمت که کاغذ پاره نمیخواد. خدمت زیر بغل پاره میخواد. خدمت ریش میخواد. هاله نور میخواد. خدمت تقوی میخواد. علم نمیخواد. یک یا حسین میگیم و مملکت رو میسپاریم به امام زمون. یا علی اقتصاد رو خودت درست کن. یا حسن مجتبی کاروان المپیک با تو. یا امام رضا خودت اسرائیل رو محو کن. یا موسی بن جعفر برق با خودت. یا زهرا به حق همین ساعت تو زمستون گازمون رو قطع نکن. 

در حقیقت مدیرها و وزرای ما بر اساس این آیه از قرآن انتخاب میشن:  انّ اکرمکم عند الله اتقاکم. معیار تقوی که میشه پاچه خواری (ریش و انگشتر عقیق و جای مهر روی پیشونی و بوی گند دهن توی ماه رمضون و..). خدا هم که رهبر انقلابه. بنابراین آیه به این صورت ترجمه میشه: همانا گرامی ترین شما نزد معظم له پاچه خوار ترین شماست.

آقای قلعه نویی صعود به جام جهانی دیگر کاری ندارد؛ نباختن به صبا باتری چطور؟

سپتامبر 13, 2008


استاد امیر قلعه نویی می فرمایند که: صعود به جام جهانی دیگر کاری ندارد. جدی؟ کاری ندارد؟ باختن به پگاه گیلان و مس کرمان و صبا باتری چی؟ اینم کاری ندارد؟ شما اگر بیل زنی یک بیل به باغچه خودتون بزن. تیم ملی به تو چه؟ تا کی میخوای تو کار بقیه فضولی کنی؟ تیمت از آخر جدول دومه بعد راجع به صعود به جام جهانی اظهارنظر میکنی؟ مگه نگفتی بهترین اردوی آماده سازی رو داشتین؟ مگه نگفتی بهترین بازیکنهای لیگ رو به خدمت گرفتین؟
باز هم مصاحبه می کنی میگی ما هفت موقعیت مسلم گل داشتیم؛ داور سه تا پنالتی مسلم رو برامون نگرفت؛‌ بازیکنها در ضربات آخر بی دقت بودن ولی خوب این باخت تقصیر منه؟ خوب اگر داوری و زمین و زمان مشکل داره که دیگه تقصیر شما نیست. آهان؛ یعنی میخوای در نهایت جوانمردی چیزی که تقصیر تو نیست رو به گردن بگیری؟ بنازم به این همه گذشت و معرفت. یاد پوریای ولی انداختی منو.
امیرخان اگر یک مربی دیگه با استقلال این نتایج رو می گرفت که الآن ژست فاتحانه گرفته بودی لبخند ژکوند میزدی و سوابق درخشانت در تیم ملی و استقلال رو به رخش می کشیدی و مسخرش می کردی. حالا میخوای هوچی گیری در بیاری؟ میخوای بازیکن بی غیرت رو اخراج کنی؟ میخوای جاسوسها رو معرفی کنی تا ذهن هوادارها روشن بشه؟
امیرخان. این حرفها رو ول کن. مصاحبه هم نکن. این هوچی گیریها قدیمی شد. نمک رو زخم هوادارها نپاش. برو از الآن به “آنالیز” هات بگو استقلال اهواز رو آنالیز کنن تا بتونین توی بازی بعدی “کل یوم” خوب باشین و به استقلال اهواز نبازین.

جمهوری اسلامی و فلسفه sikhism

سپتامبر 3, 2008
سمبل sikhism
سمبل sikhism

پرچم جمهوری اسلامی ایران

پرچم جمهوری اسلامی ایران

قبلا هم خیلی ها متوجه شباهت الله وسط پرچم جمهوری اسلامی با یک علامت هندی شده بودن. من اینجا رسما اعلام میکنم که این تشابه به هیچ وجه تصادفی نیست.
این علامت رسمی فرقه Sikhism در هند است. کافی است به اسم این فرقه دقت کنیم تا متوجه فلسفه اصلی جمهوری اسلامی شویم. از آنجا که سران جمهوری اسلامی برای ملت ایران بد جور سیخ کرده بودند و به خاطر سمپاتی بعضی از بنیانگذاران انقلاب با  فراماسونرهای هند و کشمیر؛ سران جمهوری اسلامی روی به فرقه ضاله سیخیسم آوردند. فلسفه سیخیسم وجود انسان منزوی معاصر را در تلاش برای گذران زندگی از طریق ماهیتش هدف قرار داده و تنگنای او را در تنگنای مشکلات فراخ میکند. سیخیسم در واقع فرزند تضادهاست. سیخیسم از قلب پرولتاریا پا گرفته؛ نظام بورژوازی را هدف قرار میدهد و پس از جر دادن بورژوازی بر مسند قدرت تکیه میزند و در نهایت برای خود پرولتاریا سیخ میکند. سیخیسم از دید زیگموند فروید نتیجه قرنها سرکوب خواسته ها و تمایلات درونی مذهبیون به دور از قدرت است. بنابراین به قدرت رسیدن یک سیخیست توام با گشودن عقده های درونی و سرکوب خواسته های دیگران خواهد بود. سیخیست با جامعه پیرامون خود ارتباط نمی گیرد؛ خود را قیم جامعه میداند و از موضع بالا برای جامعه سیخ میکند. سیخیسم آرام آرام در جامعه نفوذ میکند و به مرور زمان که کالیبر جامعه گشاد تر میشود سیخیسم نیز بر فشار خود می افزاید. سیخیسم به درستی دریافته است که ابتدا باید جامعه طعمه را با شکلات فریب داد و سپس طوری که خود طعمه متوجه نشود شروع به تجاوز کرد. هنگامی که سیخیستی موقعیت خود را در خطر می بیند و نشانه های مقاومت را در طعمه مشاهده میکند روی به سیاست شل کن سفت کن می آورد. به این سیاست در محافل سیخیستی سوپاپ اطمینان گفته میشود.  سیخیسم به مانند شمشیر دولبه ای در مواجهه با کاپیتالیسم برای ملت خود سیخ کرده و آنها را به واقع قربانی قد برافراشتن مقابل کاپیتالیسم میکند. سیخیسم برای نان سیخ میکند تا به جای دغدغه آزادی دغدغه نان داشته باشیم و بدینسان تیشه بر ریشه آگاهی میزند. سیخیسم بعد از مدتی مانند سرطانی بدخیم در کالبد جامعه رسوخ میکند. سیخیسم کار را به جایی میرساند که طعمه ها نیز برای یکدیگر سیخ کنند و زندگی را بدون سیخ کردن برای دیگران محال می سازد. افرادی که در یک جامعه سیخیستی برای دیگران سیخ نکنند به گوشه ای رانده خواهند شد و از طرف جامعه طرد می شوند.

حمله آمریکا؛ هزینه ای بدون فایده برای ملت ایران/پاسخی به نوشته کمانگیر

سپتامبر 2, 2008

بارها شده بود توی ایران که به خودم میگفتم مرگ یکباره خیلی بهتر از مرگ تدریجیه. کاشکی این آمریکا بیاد بزنه ما رو بکشه تا اقلن نسل بعدی از دست ج.ا راحت باشن.
یک روز نشسته بودم با دوستای عراقیم حرف میزدم. بهشون گفتم این صدام عجب دیکتاتوری بود. آمریکا واقعن نجاتتون داد از دست صدام. یکیشون گفت:‌ نجاتمون داد؟ اصلن میفهمی چی میگی؟ عصبی شده بود. میگفت تو میدونی بعد از حمله آمریکا صبحها که میخواستم برم مدرسه مادرم بغلم میکرد؛‌گریه میکرد و ازم خداحافظی میکرد؟ گفت میدونی جمعیت کشور ما قبل از حمله آمریکا ۲۵ میلیون نفر بود و الآن شده ۱۶ میلیون نفر؟
مشکل اصلی از ج.ا نیست. مشکل ا اصلی از احمدی نژاد هم نیست. فکر کردی اگر ج.ا رفت این مشکلات حل میشه برای نسل بعد؟ فکر نمی کنی اگر آمریکا حمله کنه وضعیت اعتیاد و جرم و امنیت بعد از پایان جنگ بدتر میشه؟ صحنه های غارت بانک توسط مردم عراق رو توی خرتوخری جنگ دیدی؟ فکر نمیکنی مردم ما هم از این کارا بکنن؟
حمله آمریکا به ایران یک هزینه بدون فایدست برای ملت ما.(البته بدون فایده خوشبینانه ترین حالتشه. ممکنه وضعیت رو بدتر هم بکنه) این وسط تمام فواید نصیب کسایی میشه که نفت رو خواهند برد.
پی نوشت: نوشته کمانگیر

پیروزی اسلامی

سپتامبر 2, 2008

توی جنگ اسرائیل و لبنان تعداد تلفات غیرنظامی های لبنانی ۱۲۰۰ نفر بود در حالی که فقط ۴۳ شهروند غیرنظامی اسرائیلی کشته شدن. جنوب بیروت تقریبا با خاک یکسان شد. حسن نصرالله بعد از جنگ گفت غلط کردم.(منبع) بعد یهو این وسط ما توی ایران برای پیروزی ملت لبنان جشن گرفتیم. چرا؟
تحریم شدیم. تورم رفت بالای بیست درصد. گذر نامه ایرانی دومین گذرنامه بی اعتبار جهان شد. برق رفت. ما که بعد از روسیه توی جهان بیشترین منابع گاز طبیعی رو داریم توی زمستون بی گاز شدیم. عین قحطی زده ها شدیم. همه چیز نایاب شد. توی اصفهان آب نبود. سر آب معدنی قمه کشی شد. همه داشتن از ایران فرار میکردن. قحطی نوبت امتحان تافل هم دیگه اومده بود. فاز صدم نیروگاه اتمی بوشهر برای صدمین بار به تاخیر افتاد. وما جشن پیروزی هسته ای گرفتیم. چرا؟
رفتیم المپیک. گفته بودن توی این دو سه سال اندازه تموم عمرمون مدال گرفتیم. گفتیم حتما راست میگن دیگه. المپیک شروع شد. ریدیم. المپیک تموم شد. خندیدیم. جشن المپیک گرفتیم. چرا؟
تا پریروز دلیل این کارها رو نمیدونستم. میگفتم خدایا اینا چی رو دارن جشن میگیرن؟ این پیروزی در چه موردیه که من نمیفهمم؟  ولی پریروز علی آبادی همه چیز رو برام روشن کرد. خیال همه رو راحت کرد. گفت در اسلام شکست نداریم. فهمیدی؟ یعنی اسلام در هر صورت پیروز است. یعنی هر اتفاقی که بیفته ما پیروز شدیم.
مثلن من امروز چند دفعه پیروز شدم. صبح دیر رفتم سر کلاس استاد گفت برو حذف کن درستو. من هم سریع رفتم از سوپر دانشگاهمون کیک و شمع خریدم و جشن پیروزی درسی گرفتم. بعد نشسته بودم توی دانشگاه سیگار میکشیدم  نگهبانه اومد ۲۰۰ رینگیت جریمم کرد. جشن پیروزی سیگاری گرفتم. بعد اومدم خونه اتومو زدم توی برق اتصالی کرد؛ سه راهی برق منفجر شد؛ فیوز پرید؛ رفتم فیوز رو درست کنم دیدم فیوز سوخته زنگ زدم یکی بیاد تعمیرش کنه گفت فردا میاد؛ پس تا فردا برق ندارم. کلی مواد غذایی توی یخچال دارم که تا فردا میگنده؛ الآنم که اومدم خونه دوستم. حالا این وسط مشکلی که هست جشن تو جشن شده. موندم کدوم پیروزیمو جشن بگیرم.