محمود احمدی نژاد؛ شاعر سینمای نفت

By shimo37

دوست دارم حسی که بعضی از مواقع بعد از خوندن سخنهای محمود به من دست میده رو با همه در میون بگذارم تا این نابغه بزرگ بالاخره درک بشه. اون این توانایی رو داره که در یک لحظه با یک جمله شما رو به فضایی وهم آلود؛نوستالژیک و اسرارآمیز ببره.
به عنوان مثال چند وقت پیش داشتم ایسنا رو میخوندم دیدم احمدی نژاد میگه هیچ تشکلی کارآیی مساجد را نداره. چشمامو می مالونم. نه فایده نداره. دارم درست میبینم. سرم گیج میره. یاد دوران راهنمایی میفتم. مذهبی بودم. میرفتم مسجد پاچنار اصفهان. یاد بوی پا؛ بوی عرق؛ جوراب سوراخ؛ دعای فرج؛ یکی از شبهای احیا که بغل دستیم خواب بود و می گوزید؛ حرفهای عجیب و بی سر و ته آخوند محل؛ دماغهای بیرون از چادر؛ دزدیدن کفش؛ مفت خوری شبهای سینه زنی؛ لاتهای مست که شب عاشورا زنجیر تیغی میزنن؛ فحش خار و مادر و انگولک که هی مینداختن گل کون من بد بخت میافتم. مسجد؟ تشکل؟ کارآیی؟ خدایا این جاده مالهالنده یا بزرگراه گمشده؟
نتیجه گیری سینمایی: باید اعتراف کنم که نبوغ محمود در ملموس نشون دادن رئالیسم جادویی؛ ارتباط برقرار کردن با مخاطب و در نهایت تمتع مخاطب در سطح لینچه. در حالی که فضای شوک دهنده حرفهاش منو یاد آخرین نقطه عطفهای فیلمهای دیوید فینچر و کریستوفر نورلان میندازه. محمود به سبک خودش با طنز تلخی برگرفته از آثار چاپلین اصالت دوچندانی بخشیده. در تم داستانسرایی روایتها هم هوشیارانه از مبالغات موجود در فرهنگ اصیل ایرانی و شاهنامه استفاده میکنه. از لحاظ فن نورپردازی هم هاله نورش شدیدن از تاثیرات اکسپرسیونیستی اورسون ولز در همشهری کین الهام گرفته و به نوعی اونها رو به تکامل رسونده. عده ای هم اونو فرزند خلف سام پکینپا شاعر سینمای خشونت دونستن. فضای گوتیک کارهای محمود برگرفته از آثار اصیل آلمانی است که در مواجهه با هولوکاست به درامی افسانه گونه مبدل شده. و حقا که در نهایت منتقدان برازنده ترین لقب رو برای محمود انتخاب کردن: شاعر سینمای نفت.

پاسخ دهید

ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید