Archive for آگوست, 2008

سنگ پای قزوین

آگوست 31, 2008
سنگ پای قزوین

سنگ پای قزوین

واقعن کشته این لبخند ژکوند مدیران موفق دولت نهم هستم. آن هم در جشنهایی مانند جشن المپیک و جشن هسته ای.

عکس از: ایسنا

آقای قلعه نویی؛ دایی راست میگفت. شما نمیدونید FIFA date چیه.

آگوست 29, 2008

علی دایی توی برنامه نود گفت که این آقای قلعه نویی اصلن نمیدونه FIFA date چی هست.
امیر خان تقصیر من نیست به خدا. خودت زنگ زدی گفتی: من نمیدونم FIFA day چیه؟ من همه بازیهام تو FIFA day بود.

اگر وطن پرستیم؛ اگر ایرانی هستیم؛ اگر یک سر سوزن غیرت داریم به کنسرت کامران و هومن در مالزی نرویم

آگوست 28, 2008

امروز این ویدئوی دوست اصفهانیمونو دیدم. و الآن روی صحبتم با شماست. شمایی که برای خلیج فارس petition درست میکنید. شمایی که فروهر به گردنتون آویزون میکنید. شمایی که تا به یک خارجی میرسید دو ساعت از تاریخ persia براشون تعریف میکنید. شمایی که اینقدر نگران آبروی ایران و ایرانی هستید. شمایی که برای فیلم ۳۰۰ بمب گوگلی درست میکنید. دو تا خواننده کانادایی به اسم kamran و who the man دارن تا چند ماه دیگه میان مالزی تا کنسرت اجرا کنن. بگذاریم هموطن های کاناداییشون برن و از این کنسرت استقبال کنند. من که نمیرم. من نه ادعای وطن پرستی دارم؛ نه معتقدم که ما بزرگترین تمدن دنیا رو داریم؛ نه زرتشتیم؛ و نه هیچ چیز دیگه. ولی به حرمت پدر مادرم که توی خونه باهام فارسی حرف زدن؛ به حرمت تموم آدمهای بزرگی که به بالاترین درجات علمی رسیدن و یادشون نرفت که از کجا اومدن؛ به حرمت هنرمند بزرگی مثل فریدون فروغی که اونقدر مرد بود که توی ایران موند تا از مردمش جدا نشه و از غصه دق کرد و مرد؛ به حرمت تموم لحظه هایی که با آهنگهای فارسی خندیدم؛ گریه کردم؛ عاشق شدم و فارغ شدم و به حرمت اون همه آدمهایی که از زندگیشون جوونیشون  و سلامتشون گذشتن تا ما امروز ایرانی باشیم نه تنها به کنسرت این دو خواننده کانادایی که اسپانیایی و فرانسوی هم بلدن نمیرم بلکه هر کاری از دستم بر بیاد میکنم که دوستانم در مالزی از این قضیه آگاه بشن و کاری بکنن که این دو تا اصلن به مالزی نیان و توی همون کانادا برای هموطنهاشون کنسرت بگذارن. دوستان خواهش میکنم شما هم کمکم کنید.  به همه بگید لازم نیست کار خاصی بکنن. فقط اگر وطن پرستیم؛  اگر ایرانی هستیم؛ اگر یک سر سوزن غیرت داریم به کنسرت کامران و هومن در مالزی نرویم.

پی نوشت: ویدئوی مصاحبه کامران و هومن رو اینجا میتونین ببینین.
پی نوشت ۲: این آهنگ ایران ایرانم که کامران جون توش خوندن اون موقع که هنوز کانادایی نشده بودن.

محمود احمدی نژاد؛ شاعر سینمای نفت

آگوست 26, 2008

دوست دارم حسی که بعضی از مواقع بعد از خوندن سخنهای محمود به من دست میده رو با همه در میون بگذارم تا این نابغه بزرگ بالاخره درک بشه. اون این توانایی رو داره که در یک لحظه با یک جمله شما رو به فضایی وهم آلود؛نوستالژیک و اسرارآمیز ببره.
به عنوان مثال چند وقت پیش داشتم ایسنا رو میخوندم دیدم احمدی نژاد میگه هیچ تشکلی کارآیی مساجد را نداره. چشمامو می مالونم. نه فایده نداره. دارم درست میبینم. سرم گیج میره. یاد دوران راهنمایی میفتم. مذهبی بودم. میرفتم مسجد پاچنار اصفهان. یاد بوی پا؛ بوی عرق؛ جوراب سوراخ؛ دعای فرج؛ یکی از شبهای احیا که بغل دستیم خواب بود و می گوزید؛ حرفهای عجیب و بی سر و ته آخوند محل؛ دماغهای بیرون از چادر؛ دزدیدن کفش؛ مفت خوری شبهای سینه زنی؛ لاتهای مست که شب عاشورا زنجیر تیغی میزنن؛ فحش خار و مادر و انگولک که هی مینداختن گل کون من بد بخت میافتم. مسجد؟ تشکل؟ کارآیی؟ خدایا این جاده مالهالنده یا بزرگراه گمشده؟
نتیجه گیری سینمایی: باید اعتراف کنم که نبوغ محمود در ملموس نشون دادن رئالیسم جادویی؛ ارتباط برقرار کردن با مخاطب و در نهایت تمتع مخاطب در سطح لینچه. در حالی که فضای شوک دهنده حرفهاش منو یاد آخرین نقطه عطفهای فیلمهای دیوید فینچر و کریستوفر نورلان میندازه. محمود به سبک خودش با طنز تلخی برگرفته از آثار چاپلین اصالت دوچندانی بخشیده. در تم داستانسرایی روایتها هم هوشیارانه از مبالغات موجود در فرهنگ اصیل ایرانی و شاهنامه استفاده میکنه. از لحاظ فن نورپردازی هم هاله نورش شدیدن از تاثیرات اکسپرسیونیستی اورسون ولز در همشهری کین الهام گرفته و به نوعی اونها رو به تکامل رسونده. عده ای هم اونو فرزند خلف سام پکینپا شاعر سینمای خشونت دونستن. فضای گوتیک کارهای محمود برگرفته از آثار اصیل آلمانی است که در مواجهه با هولوکاست به درامی افسانه گونه مبدل شده. و حقا که در نهایت منتقدان برازنده ترین لقب رو برای محمود انتخاب کردن: شاعر سینمای نفت.

فرهنگ لغات ایرانیان خارج از کشور. اینجا مالزی است!

آگوست 23, 2008

از مالزی می نویسم. کوالالامپور. جایی که بیشتر از ۱۰ هزار دانشجوی ایرانی هست. از دو سال پیش تا امروز چیزهای عجیبی اینجا دیدم. بعضی از کلمات اینجا تعریفشون فرق میکنه. این کلماتی که در آستانه فهمیدن تعریف جدیدشون هستید تا دیروز بعضا مفاهیم ساده  و روشنی بودن. ولی مرور زمان همه چیز رو عوض میکنه. به دقت بخونین که اگه یه روزی گذرتون به اینجا خورد خیلی جا نخورین:

پرده بکارت: مکان این پرده جایی بین حلق و دیافراگم است چرا که بر اثر هیچ گونه رابطه جنسی از بین نخواهد رفت و دخترها همیشه باکره خواهند ماند. به غیر از عده کمی که بر اثر اسب سواری ژیمناستیک و یا پرش با نیزه بکارت خود را از دست داده اند.
just friend: دختری که شبها کنار شما می خوابد همه جور رابطه ای با شما دارد ولی هر جا که می رسد تاکید می کند که just friend شماست.
girl friend: دختری که کنار شما نمی خوابد. هیچ گونه رابطه جنسی با شما ندارد و روی شما غیرت هم ندارد. او فکر می کند که شما پدرش هستید و باید سایر هزینه های زندگی اعم از لباس و خوراک او را بپردازید. حمل و نقل هم طبیعتا به عهده شماست.
DJ: کسی که در مهمانی selection می آورد در کامپیوتر می گذارد گاهی می زند track بعد و می گوید یوووهوووووووو.
modeling: او کسی است که کس دیگری از او عکس گرفته باشد. گاهی پایین عکسهایی که از او گرفته اند می نویسد mango و یا zara و به شما نشان می دهد.
فروهر: چیزی است گل گردن. نشان دهنده غیرت ایرانی. نوعی گردنبند که نشان دهنده پارسی بودن است هرچند که طرف ترک لر بلوچ کرد و یا عرب باشد. به هر حال با این گردنبند همه پارسی می شوند.
رفیق فاب: همان چترباز خودمان. کسی که از شما طلب دارد چون رفیق فاب شماست. شما حتما به او سودی مادی می رسانید وگرنه رفیق فاب شما نخواهد بود.
دختر خراب: دختری که عده ای قصد داشته اند ترتیبش را بدهند ولی نتوانسته اند.
فرشته و فرمانیه: مجاز از کل تهران و بعضا کل ایران. تقریبا ۹۰٪ بچه ها ساکن این دو خیابان هستند.
اسکی: جایی که وقتی می روند عکس می گیرند. در زمینه اسکی قدمت اهمیت بسیار دارد و اینکه چه کسی اول از همه اسکی رفته است.

ادامه دارد…

Hello world!

آگوست 23, 2008

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!